چرا به نفع کاشانی‌ها‌ست تا آبخوان‌‌داری در «دشت کاشان» توسعه یابد؟

اهل کاشانم، علی خالوئی، کنشگر حوزه محیط زیست و منابع طبیعی

اپیزود اول:
«زلزله‌ی ترکیه» تا روز یکشنبه ۳۰ بهمن، افزون به ۴۶ هزار جان انسان را گرفته‌است. در سوریه بماند.

یادداشت‌ درویش، کنشکر حوزه‌ی محیط زیست، با اشاره به کتاب پاتریک مک‌کالی، بنام «رودهای خاموش»، از دید زیست محیطی قابل توجه‌ست.

موضوع کتاب «پیامدهای بوم‌شناختی سدهای بزرگ»ست، «رودهای خاموش»، ۲۲ سال سن دارد.

این فعال محیط زیست، می‌آورد:
« مخزن سدها در سراسر جهان پنج برابر حجم آب تمام رودخانه‌های کره زمین (۱۰ هزار کیلومتر مکعب) ظرفیت دارند .

وزن سدها آن‌چنان زیادست که می‌توانند زمین‌لرزه بیافرینند و حتی این تغییر وزن پوسته خاک، روی شتاب چرخش، کجی محور و شکل میدان گرانشی کره‌ی زمین موثرست.»

کارشناسان معتقدند ترکیه با زیادی‌خواهی‌هایش در سدسازی‌های همچون «سد آتاتورک»؛
هم باعث این حجم از نابودی ترکیه می‌شود
هم نابودی و قتل تمامی «میان‌رودان»

درویش، درباره‌ی «زلزله‌ی ترکیه» می‌آورد:
«اینک زلزله مهیب ترکیه دقیقاً در همان محلی رخ داده که طرح بلندپروازانه‌ی «گاپ» اجرا و «دجله و فرات» با ساخت ١٢٠ میلیاردمتر مکعب مخزن به آبراهه‌هایی فصلی بدل شد.»
پایان نقل قول

۱۲۰ میلیارد مترمکعب آب،
بله درست خواندید!
رقم وحشتناکی‌ست، نیست!؟

اپیزود دوم:
آیا با آموختن کاهش مداخلات‌ نابخردانه‌ی انسان در طبیعت؛ درسی می‌توان از سدسازی‌های ترکیه در پایداری توسعه‌ی «دشت کاشان» گرفت؟

خوشبختانه،
سدسازی اینجا، جایگاهی ندارد.
و خوشبختانه‌تر اینجا،
بزرگترین سد سنگ و سیمانش در «روستای سار» ست؛ با ارتفاع تاج حداکثر ۱۵ متر، و گنجایشی حدود ۵۰۰ هزارمترمکعب؛ این سد از نظر طبقه‌بندی ارتفاعی، سدی قابل توجه نیست.

از دیدی، اما، حوزه‌ی آبخیز «رودخانه‌ی چمرود» با وسعت یکهزار کیلومتر مربع، حوزه‌ی آبخیز قوی‌ست.
و قابل توجه.

ناگزیریم؛
هم سیل‌های این حوضه کنترل شود،
هم «آبخوان ایستگاه کاشان» تغذیه شود.
این غیرقابل انکارست.

راهکار کارشناسی:
تغذیه‌ی آبخوان کاشان با اجرای پروژه‌های پخش سیلاب و آبخوان‌داری،

این:
هم باعث «پایداری توسعه‌ی» شهری کاشان‌ست،
هم کاهش مخاطرات سیل،
هم کنترل «گسل زلزله‌ی فین».

در سنوات گذشته ادارات استانی و شهرستانی منابع طبیعی، فعالیت‌های قابل توجهی در شاخه «مطالعات و اجرا آبخیزداری» انجام داده‌اند.

اجرای دو پروژه پخش سیلاب قابل قبول در اراضی بالادست «فاز دو ناجی‌آبادکاشان» بنام «ایستگاه آبخوان کاشان» و «حوزه‌ی آبخیز مشکات» بنام «آبخوان مشکات»، از این نمونه‌اند.

پخش سیلاب:
نقطه‌ی مقابل سدسازی‌ست.
پخش سیلاب:
بلایایی را که عموم از آن به «بلایای طبیعی» نام می‌برند، تقلیل می‌دهد.

اپیزود سوم:
وزیر وقت کاشانی جهادکشاورزی، سال گذشته اعتبار قابل قبولی در تکمیل و تجهیز پخش سیلاب «ایستگاه آبخوان کاشان» اختصاص داد، «ده بندخاکی»، به «یازده بندخاکی» ارتقاء یافت.

ولی راه نرفته افزون‌ست، شاید هزاران.

انتظار می‌رود، مقام محترم وزارت تمهیدات افزون‌تری، بيانديشند.

اپیزود آخر:
در «رودهای خاموش»، سدهای زیادی آمده که باعث زلزله‌های مهیبی شده‌.

کتاب را از «فیدیبو» خریداری و دارم مطالعه‌ می‌کنم، شاید در آینده یادداشتی، اینجا آوردم.

به راستی چرا دشت کاشانِ «کم آب» و نشسته بر «گسل زلزله» بیش از پیش نیازمند پروژه‌های هم‌چون «پخش سیلاب» و «آبخوان‌داری» ست؟


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *