روبانی که پاره شد و اعتمادی که از دست رفت

✍️ عبدالمجید رفیعی برزکی

یکی دو روز پیش، مصطفی معینی، نماینده مردم کاشان، آران و بیدگل در مجلس، در مراسم افتتاح پارکینگ تالار نیاسر که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، حضور پیدا کرد؛ مراسمی که قرار بود طبق معمول با بریدن روبان به پایان برسد.

اما درست در لحظه‌ای که قرار بود روبان بریده شود، یکی از کشاورزان سالخورده نیاسری جلو آمد و مراسم را متوقف کرد. صحبت‌های کشاورز نشان می‌داد که توقف مراسم نه برای اعتراض به اصل پروژه، بلکه برای بیان مشکلی است که گریبان او و دیگر کشاورزان را گرفته است. اتفاقاً حرفش را هم با تشکر شروع کرد:

«از این‌که برای تالار نیاسر پارکینگ ساخته‌اید و حالا می‌خواهید آن را افتتاح کنید، تشکر می‌کنیم؛ اما جاده باغ و مزرعه ما را مسدود کرده‌اند…»

شاید برای این کشاورز، میان همه مسئولانی که از فرماندار و بخشدار گرفته تا شهردار و دیگر مدیران شهرستانی و محلی در یک‌جا جمع شده بودند، این مراسم بهترین فرصت بود؛ فرصتی برای گفتن مشکلی که در حالت عادی شاید ماه‌ها و سال‌ها کسی صدایش را نمی‌شنید.

شهردار نیاسر، احساس کوزه‌گر، توضیح داد که مسیر جاده در ضلع شرقی منبع ذخیره آب مسدود شده، اما می‌توان از سمت دیگر و با اصلاح گودال موجود، راه را ادامه داد.

شهردار و کشاورز پیر مشغول گفت‌وگو بودند و مسئولان نیز نظاره‌گر.

اما ظاهراً مراسم نباید بیش از این منتظر می‌ماند.

در این میان مصطفی معینی بی‌توجه به گفت‌وگوی کشاورزان با شهردار قیچی را از داخل سینی برداشت و به آقای طباخ داد تا روبان بریده شود و مراسم به ایستگاه بعدی خود برسد.

اما هنوز ماجرا تمام نشده بود.

کشاورز دیگری جلو آمد و گفت: «می‌گویند سند به سند خورده است. راه ما صد ساله است؛ اما مگر قدمت سندهای اخیر چند ساله است که راه صدساله ما را مسدود کرده‌اند؟»

در نهایت، نماینده با بریدن روبان از حاضران خواست با ذکر صلوات به برنامه پایان دهند. مسئولان یکی‌یکی راه خود را گرفتند و رفتند؛ روبان پاره شد، مراسم تمام شد و عکس‌های افتتاحیه هم گرفته شد.

اما کشاورزان ماندند و راهی که همچنان بسته بود.

حتماً آقای معینی به‌خوبی می‌داند که حضورش در چنین مراسمی، بیش از آن‌که حاصل یک جایگاه اداری باشد، نتیجه اعتمادی است که همین مردم ــ همین کشاورزان، همین پیرمردها و همین سالخوردگان ــ به او داده و ردای نمایندگی را بر دوش او انداخته‌اند.

روبان‌های زیادی در این شهر پاره خواهد شد؛ پروژه‌هایی افتتاح خواهد شد، طرح‌هایی رونمایی خواهد شد و مسئولان زیادی در قاب عکس‌های افتتاحیه خواهند ایستاد.

اما از همه اینها شاید تنها یک چیز در حافظه مردم باقی بماند:

این‌که وقتی مردم، حتی برای گفتن یک مشکل ساده، به مسئولانشان پناه آوردند، با آنها چگونه رفتار شد.

وقت برای بریدن روبان‌ها زیاد است؛ اما اعتمادی که از دست برود، به‌آسانی به دست نمی‌آید.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *