کاشان؛ شهرِ تصمیم‌های بی‌صاحب

عبدالمجید رفیعی برزکی

علیرضا مفرح، رئیس شورای اسلامی شهر کاشان، در ماجرای «روستاشدن» کوچه‌های میلاد و باسکول، آن‌قدر برای اعلام زودهنگام خبر و ثبت امتیاز به نام خود عجله کرد که هنوز جوهر خبر خشک نشده، فرماندار آن را تکذیب کرد. حالا اما به جای شفاف‌کردن ماجرا، ترجیح داده است در همان «زمین خاکستری» باقی بماند؛ جایی که نه باید مسئولیت یک تصمیم روشن را پذیرفت و نه هزینه موضعی مشخص را پرداخت.

مفرح در گفت‌وگوی اخیر خود با رادیو کاشان، نه شجاعت دفاع از الحاق قطعی این مناطق به شهر را دارد و نه صراحت پذیرش تبعات روستا شدن را. نتیجه، مجموعه‌ای از عبارات مبهم است که در نهایت توپ را به زمین «طرح جامع»، «کمیسیون ماده ۵» و «وزارت کشور» می‌اندازد.

این البته نخستین‌بار نیست که مواضع رئیس شورای شهر پس از واکنش‌ها تغییر می‌کند.

او پیش‌تر در یک کارگاه آموزشی خبرنگاران، با اشاره به درجه شهرداری کاشان، از وجود ۱۰۰۰ نیروی مازاد در شهرداری سخن گفت؛ اما پس از واکنش شهرداری و کارکنان، در فاصله‌ای کوتاه حرف خود را پس گرفت و در جلسه بعد اعلام کرد که شهرداری نه‌تنها نیروی مازاد ندارد، بلکه با کمبود نیرو نیز مواجه است.

نمونه دیگر، اظهارنظر او درباره زمین‌های موسوم به یک‌ نهاد در حاشیه بلوار امام رضاست؛ زمین‌هایی که خارج از محدوده شهری قرار دارند. مفرح در آن جلسه با اشاره به برخی تعاونی‌های مسکن ادارات گفت که عده‌ای در مقطعی «از هول حلیم داخل دیگ افتاده‌اند» و این زمین‌ها نیز خارج از محدوده شهری است و امکان ساخت‌وساز در آن‌ها به این زودی وجود ندارد.

پس از واکنش سازمانی به این اظهارات، باز هم موضع تغییر کرد و رئیس شورا از شکایت قضایی سخن گفت.

ماجرا به اینجا هم ختم نمی‌شود. مفرح در آخرین اظهارنظر خود درباره حضورش در شورای شهر، عضویت در شورا را «خسته‌کننده» توصیف کرد و گفت این آخرین دوره حضورش در شورا خواهد بود؛ اما به محض آغاز ثبت‌نام انتخابات شوراها، از نخستین کسانی بود که برای حضور دوباره ثبت‌نام کرد.

ممکن است هر یک از این موارد به‌تنهایی قابل توضیح باشد؛ مسئله اما زمانی جدی می‌شود که کنار هم قرار می‌گیرند و به یک الگوی رفتاری تبدیل می‌شوند: اعلام زودهنگام، واکنش‌سنجی، عقب‌نشینی و سپس قرارگرفتن در منطقه‌ای خاکستری که مسئولیت تصمیم نهایی را بر عهده نگیرد.

در ماجرای کوچه‌های میلاد و باسکول نیز دقیقاً همین اتفاق در حال تکرار است. در حالی که مردم بیش از هر چیز به یک پاسخ روشن نیاز دارند، به جای آن با سلسله‌ای از «اگرها»، «احتمال‌ها» و ارجاع‌ها به دستگاه‌های دیگر مواجه‌اند.

این روش «حواله‌دادن به فردا» مشکلی از مشکلات کاشان حل نمی‌کند. مدیریت شهری زمانی معنا دارد که مدیر، هم قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد و هم شجاعت پذیرش هزینه تصمیم خود را.

مدیری که هنگام اعلام موفقیت جلو می‌ایستد، اما هنگام پاسخگویی پشت «طرح جامع»، «کمیسیون ماده ۵» یا «وزارت کشور» قرار می‌گیرد، عملاً از مسئولیت مدیریت فاصله گرفته است.

مشکل کاشان فقط کمبود اعتبار، زمین، امکانات یا اختیارات نیست؛ بخشی از مشکل، همین الگوی مدیریتی است: تصمیم‌گیری‌های پشت درهای بسته، نشست‌های تشریفاتی، تلاش برای ثبت زودهنگام موفقیت‌ها و در نهایت «یکی به نعل و یکی به میخ» زدن برای آنکه هیچ‌کس ناراضی نشود و هیچ هزینه‌ای هم متوجه مدیر نباشد.

اما شهر با این روش اداره نمی‌شود.

کاشان به مدیرانی نیاز دارد که شفاف حرف بزنند، روشن تصمیم بگیرند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرند ؛ نه مدیرانی که همیشه راهی برای عقب‌نشینی و ماندن در زمین خاکستری برای خود باقی بگذارند.

مسئله امروز کاشان، فقط این نیست که «کوچه میلاد روستا می‌شود یا نه»؛ مسئله مهم‌تر این است که چه کسی مسئول تصمیم است و حاضر است پای تصمیم خود بایستد؟


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *